
به اسمش قسم...
دو سال سر تراشیده ی اونو
به همه ی پسرای خوشتیپ شهر ترجیح میدم...

دختر جون!! افتخار می کنی آزادی؟
افتخار می کنی هر شب خونه ی 1 پسری...هر شب 1 مهمونی!!
افتخار می کنی مشروب می خوری و مستی؟
افتخار می کنی سیگار می کشی؟
افتخار می کنی پسرا بت می گن اَاَاَ تو چقد باحال و پایه ای ؟؟
افتخار می کنی شمارتو همه دارن... افتخار می کنی ....
نه عزیز من !! اینا افتخار نیس.. عُقدَس ..توهُمه... کمبودِه

در روزگاری که
زن را بـه "تن" می شناسند
غیرت را "بددلی" می نامند
و باحجاب را " اُمل" می دانند ،
تو همچنـان "فرشته" بمان

عشق بازی کار فرهاد است و بس
دل به شیرین داد و دیگر هیچکس
مهر امروزی فریبی بیش نیست
مانده ام حیران که اصلا عشق چیست ؟

ببار باران
که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم
ببار باران
کمی آرام....که پاییز هم صدایم شد
که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد
ببار باران
بزن بر شیشه قلبم....بکوب این شیشه را بشکن
که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد
ببار باران
که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش
ببار باران
درخت و برگ خوابیدن
اقاقی....یاس وحشی....کوچه ها روزهاست خشکیدن
ببار باران
جماعت عشق را کشتن
کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن
ولی باران ، تو با من بی وفایی
توهم تا خانه ی همسایه می باری
و تا من
میشوی یک ابر تو خالی
ببار باران
ببار باران.......که تنهایم...

من برعکس خیلی ها:
رفــــــتارم تـــــــک نیــــــس... ✘
↙️ امثالــــــم کـــــــم نــــــیس. ..
فــــــازم غــــــم نیــــــس... ✘
صِـــــــدام بَم نــــــیس...
↙️ کمـــــــرم خــــــــَم نـــــــیس...
حرفــــــام ســَـــــم نیــــــس...
چشـــــمام نـــــــَم نــــــیس... ✘
↙️ مـــــــن خـــــاص نیســــــــتم...
آس و پــــــاس نیســــــــتم...
↙️ عاشـــــِق یاس نیســـــــتم...
برای هیچکــــــــس لاستیـــــــــک زاپاس نیستـــــــَم...
من عقـــــــــده ای و بی احسْْــاس نیســـــــــــتم
بازم بگممممم؟؟؟؟؟ ✘
↙️ آقا من برعکـــــــــسه خیلـــــــــــی ها،☜
یــــــــه آدم عادی و معمـــــــــــولی ام...
دوس دارم خودم باشم... ✘
↙️ خوشم نــــــــمیاد از اونایــے که خودشـــــونو بــــــالاتر وبهتــــــــــر از بقیــــــه میبیــــــنن...
ســــــاده باش...
خـــــــــودت باش...
همیـــــــــــن...☞

صاف و سادست
اما فوق و العادست
♚ دنیای من ♚
✔️ چون به اون چیزی که میخوام
میرسم نه فورا ولی حتما ✔

لحظه هایی هستند
که هستیم
چه تنها ، چه در جمع
اما خودمان نیستیم
انگار روحمان می رود
همانجا که می خواهد
بی صدا
بی هیاهو
همان لحظه هایی که
راننده ی آژانس میگوید رسیدین
فروشنده می گوید باقی پول را نمی خواهی؟
راننده تاکسی میگوید صدای بوق را نمی شنوی
و مادر صدا میکند حواست کجاست ؟
ساعتهایی که
شنیدیم و نفهمیدیم
خوندیم و نفهمیدیم
دیدیم و نفهمیدیم
و تلویزیون خودش خاموش شد
آهنگ بار دهم تکرار شد
هوا روشن شد
تاریک شد
چایی سرد شد
غذا یخ کرد
در یخچال باز ماند
و در خانه را قفل نکردیم
و نفهمیدیم کی رسیدیم خانه
و کی گریه هایمان بند آمد
و
کی عوض شدیم
کی دیگر نترسیدیم
از ته دل نخندیدیم
و دل نبستیم
و چطور یکباره انقدر بزرگ شدیم
و موهای سرمان سفید
و از آرزوهایمان کی گذشتیم
" یک لحظه سکوت برای لحظه هایی که خودمان نیستیم "

√ این همه فیلتر.....
کاش فقرو فیلتر میکردن.....
پایین اومدن سن فحشا رو فیلتر میکردن ...
شرمندگی پدر ، پیشِ بچه هاشو فیلتر میکردن ....
کُلفَتی یه مادر ، واسه سیر کردن بچه های یتیمشو فیلتر میکردن ...
کاش ، اشک یتیم فیلتر میشد ...
کاش ...
بیکاریه جوونای تحصیل کرده ، اعتیاد فیلتر میشد ...
آهای فیلترچیا ...
شما که بلدید ..
اینارو فیلتر کنید دنیامون قشنگ بشه ،
√ ما قول میدیم دیگه دنیای مجازی نیایم √

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد…
نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید…
بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند…
مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید…
موعد عروسی فرا رسید...
زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهرهم که کور شده بود…
همه مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد
…20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود !
همه تعجب کردند و مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم.