✘لحظه هایی هستند✘

 

لحظه هایی هستند
که هستیم
چه تنها ، چه در جمع
اما خودمان نیستیم
انگار روحمان می رود
همانجا که می خواهد
بی صدا
بی هیاهو

همان لحظه هایی که
راننده ی آژانس میگوید رسیدین
فروشنده می گوید باقی پول را نمی خواهی؟
راننده تاکسی میگوید صدای بوق را نمی شنوی
و مادر صدا میکند حواست کجاست ؟

 

ساعتهایی که
شنیدیم و نفهمیدیم
خوندیم و نفهمیدیم
دیدیم و نفهمیدیم

و تلویزیون خودش خاموش شد
آهنگ بار دهم تکرار شد
هوا روشن شد
تاریک شد

چایی سرد شد
غذا یخ کرد
در یخچال باز ماند
و در خانه را قفل نکردیم

و نفهمیدیم کی رسیدیم خانه
و کی گریه هایمان بند آمد
و
کی عوض شدیم
کی دیگر نترسیدیم
از ته دل نخندیدیم
و دل نبستیم

 

و چطور یکباره انقدر بزرگ شدیم
و موهای سرمان سفید
و از آرزوهایمان کی گذشتیم

" یک لحظه سکوت برای لحظه هایی که خودمان نیستیم "


[ پنج‌شنبه 15 بهمن 1394 ] [ 13:13 ] [ mantoma0 ] [ بازدید : 681 ] [ نظرات (1) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
یلدا 00:19 - دوشنبه 08 دی 1404
وبت واقعا عاالیــــــــه

خیلی خوشم اومد

ب منم ی سر بزن
پاسخ:مرسی حتما سر میزنم:)

آخرین مطالب
حالا تو چشم های منی (شنبه 06 تیر 1405)
دلم تنگ است (شنبه 06 تیر 1405)
مرداب غمگین (شنبه 06 تیر 1405)
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ (شنبه 06 تیر 1405)
کاش... (شنبه 06 تیر 1405)
قلب شکسته :) (شنبه 06 تیر 1405)
مُچالِـــہ میشـــے (شنبه 06 تیر 1405)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران